تبلیغات
پاتوق - من.. تو ...او....

پاتوق
 
شاید اول نباشیم اما بهترینیم
داغ کن - کلوب دات کام
« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools
من . تو . او!!

من درس می خوانم

تو درس می خوانی

او سر چهار راه آدامس می فروشد

من شام می خورم

تو رستوران می روی

او گرسنه است

من به ییلاق می روم

تو با دوستانت همه ی بعد از ظهر را قدم می زنید

او با دستمالش شیشه ی ماشین ها را تمیز می كند

من پول تو جیبی ام را از پدرم می گیرم

تو ماهیانه ات را از مادرت می گیری

او ترازویش را در پیاده رو جلویش گذاشته و 10 تومنی هایش را نگاه می كند

من پدرم را دوست دارم

تو مادرت را دوست می داری

او پدرش معتاد است و مادرش در خانه ای كار میكند

پدر من مادرم را دوست دارد

پدر تو به مادرت عشق می ورزد

او پدر و مادرش از هم طلاق گرفته اند

من یك خواهر بزرگ تر و یك برادر كوچك تر دارم

تو یك برادر بزرگ تر و دو خواهر كوچك تر داری

او 6 برادر و 3 خواهر دارد

برادر من دانشگاه می رود

خواهر تو دبیرستانی است

او برادر هایش یا معتادند یا در زندان یا ...

من عاشق شده ام

تو می دانی عشق چیست

او تا كنون به هیچ چیز عاشقانه نگاه نكرده است

من آن لاین هستم

تو آن لاین هستی

او بی نان است

من از سیاست متنفرم

تو سیاست را دوست داری

او شكم سیر را بیشتر از سیاست دوست دارد

من تابستان را دوست دارم

تو بهار را و شكوفه ها را دوست داری

برای او تابستان و زمستان فرقی ندارند

من شب های داغ تابستانی را بی روانداز می خوابم

تو شب های سرد زمستان را با پتوی گرمت می خوابی

او در زمستان و تابستان فقط یك زیر انداز دارد

تفریح من گوش دادن به موسیقی است

تفریح تو دیدن فیلمی است

تفریح او آب تنی در حوضچه ی وسط میدان است

من از زندگی ام راضی نیستم

تو زندگی ات را دوست داری و به خواسته هایت رسیده ای

برای او زندگی اجباری است بدون انتخاب

من او را دیده ام

تو او را دیده ای و تا كنون به زندگی او دقت نكرده ای

او برای ما حقیقتی تلخ است

او را دیده ای ؟ به زندگی اش فكر كرده ای ؟ می شناسی اش ؟ حاضری به جای او زندگی می كردی ؟

او علت است یا معلول ؟





نوشته شده در تاریخ شنبه 25 دی 1389 توسط علیرضا حبیبی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگ